کوبیدن بر طبل جهالت یا......
ساعت ٦:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۸  

متاسفانه اوضاع امروز ایران فوق العاده نابسامان و بغرنج است و در واقع اتشی است زیر خاکستر پنهان.

در این میان عده ای هم بر طبل قوم گرایی می کوبند و به انواع پانها چسبیده اند .پان ترکیسیم پان عربیسیم پان کردیسیم و....... آیا این پانها راه نجات ماست ؟

برای روشن شدن پوچی این پانها مختصری از تاریخ جهان می گوییم تا برسیم به اصل قضیه .

پیدایش جهان به حدود ١۵ میلیارد سال پیش بر میگردد که با بیگ بنگ (انفجار بزرگ) و تبدیل مقدار کمتر از نوک سوزن انرزی به ماده آغاز شده ( برای مطالعات بیشتر به کتب اسرار کائنات و همچنین شگفتی های جهان تالیف پرفسور ابراهیم ویکتوری چاپ ایران ) و سایر منابع موجود علمی مراجعه شود .

جهان شروع به گسترش میکند تا حدود ۵ میلیارد سال پیش از مرگ ستاره ای (انفجار) منظومه خورشیدی که شامل خورشید و ٩ سیاره ان با ماه هایشان هستند پدید می اید

این انفجار باعث تبدیل ستاره به قطعات سوزان کوچکتر میشود قطعات بزرگتر قطعه های کوچکتر را جذب میکنند و کم کم گسترش می یابند می دانیم که مواد و موکلولها دارای جاذبه و دافعه هستند نیروی جاذبه انها باعث پیوسته ماندن و عدم متلاشی شدن جسم میشود و نیروی دافعه باعث راندن اجزا دیگر از حریم جسم میشود اهن ربا را امتحان کنید

با سرد شدن این قطعات طی میلیونها سال و شروع بارش باران بر کره زمین در اثر بخارهای ئیدروزن و اکیسزنی که بر اثر شدت انفجار از سطح زمین به طرف بالا حرکت کرده بودند قسمتهای گود زمین پر میشود و دریاها و اقیانوسها به وجود می اید .در ابتدا تنها یک قاره وجود داشته که از جنوب استرالیا تا قطب جنوب کشیده شده بوده ولی به مرور زمان و طی میلیاردها سال در اثر حرکت لایه های مختلف زمین ( مرکز زمین هنوز به شکل مایع است ) موقعیت خشکی و ابی زمین  دچار تغییر میشود  و از حرکت لایه های مختلف زمین کوه ها و دره ها به وجود می ایند و گاهی مواد مذاب مرکز زمین از شکافهایی که در اثر حرکت این لایه ها به وجود می اید راهی به بیرون یافته و فوران اتش فشان به وجود می اید و از ریختن مواد مذاب در اطراف دهانه کوه اتشفشانی به وجود می اید .

طی میلیونها سال بارش باران کم کم موجودات تک سلولی در درون ابها به وجود می ایند چون اب مانع نفوذ اشعه ماورابنفش خورشید که باعث مرگ سلولهای حاوی انتقال وراثت میشوند بنابراین زندگی ابتدا از اعماق ابها شروع میشود تا کم کم نوع اختاپوسها و گیاهان و ماهی و..... طی میلیاردها سال دوره تکامل به وجود می ایند .

با افزایش تولید اکسیزن توسط اب و بالا رفتن اکسیزن اضافه کم کم لایه ازن تشکیل میشود و زندگی از دریا به سطح زمین کشیده میشود و گیاهان کم کم شروع به پیشروی به سوی مردابها و بعد خشکیها میشوند و بعد موجودات دوزیست و........

تکامل میلیاردها سال طول میکشد تا حدود ۶٠ میلیون سال شهاب سنگی سرگردان به زمین برخورد میکند که باعث اتش سوزی و به هوا برخاستن گرد و غبار فراوان از زمین میشود .این دود اتش و گردوغبار هزاران سال طول میکشد و باعث میشود نورخورشید به اندازه کافی به زمین نرسد و نسل خیلی از موجودات از جمله دایناسورها منقرض میشود

بعد از طی این دوره بحرانی  باقیمانده موجودات مجدا شروع به تکامل میکنن تا ۵ میلیون سال پیش موجودی انسان نما  شبیه میمون در شرق افریقا پا به هستی میگذارد

شاخه ای ازاین موجود کم کم تکامل  می یابد و انسان امروزی را تشکیل میدهد

در ابتدا زبان وجود نداشته و انسان نماها با حرکاتی مثل صدای سایر حیوانات و حرکات اشاره ای با هم ارتباط برقرار می کنند و با ازدیاد این موجودات انها در نقاط مختلف کره زمین گسترش می یابند  و به اشکال مختلف در می ایند و نزادها و اقوام مختلف را تشکیل میدهند .

مثلا در افریقا به دلیل گرمای زیاد باعث تیرگی پوست بدن و فر شدن مو ( یک تار مو را جلو شعله ملایم قرار دهید تا فر شود) در روسیه به دلیل سرمای زیاد باعث سفیدی پوست  در مناطق مختلف هم به این شکل .مثلا مردم مناطق کوهستانی به دلیل کار زیاد و مبارزه با سختی های زیاد نیرومند و عضلانی هستند و... خلاصه محیط باعث بوجود امدن اشکال مختلف ادمیزاد میشود .افریقایی های سیاه پوستی که از افریقا برای بردگی به امریکا برده شدند پوستشان  اکنون بسیار روشنتر از افریقایی های خود افریقاست و به مرور زمان هم سفیدتر خواهند شد چون پاک شدن اطلاعات زنتیکی دهها و صدهها سال طول میکشد

زبان هم با شاخه شاخه شدن انسانها به نقاط مختلف زمین به اشکال مختلف درامده  و کلا از یک ریشه هستند همان طور که خود انسانها یک ریشه هستند .

دین : انسانهای میمون نما دین خاصی نداشتند کم کم با تکامل انسان  در می یابد که بسیاری امور خارج از اراده او وجود دارند .از انجایی که انسان موجودی اجتماعی است نیاز به یک سردسته در خود احساس میکند همان طور که سایر جانوران دسته جمعی هم یک سردسته ای دارند انسان های اولیه به این سردسته و رهبران قوم و قبیله خود اهمیت و ارزش زیادی قائل بود و در حد مرگ و پرستش از او اطاعت داشت به طوری که بعد از مرگ سردسته هم وجود او تا مدتهای زیادی احساس میشد و بعضی امور خارق العاده و شگفت و خارج از کنترل را به روح ان رییس مرتبط میکند و روح پرستی به وجود می اید با پیشرفت انسان این پرستش به اشکال مختلف در می اید مثلا انسانهای کوه نشین اشکال عجیب و غریب کوه و خورشید و.... و انسانهای کشاورز مار و گاو .و..... را پرستش میکنند تا میرسد به بت پرستی و غیره .البته این تغییرات هزاران سال طول میکشد و خیلی هم سخت جایگزین میشود مثلا الان هم میشود پرستش روح و جانوران و... را در میان انسانها دید . تا اینکه ٣۵٠٠ سال پیش زرتشت میگوید که خدا یکی است و اسمش اهورا است و یکتا پرستی از اینجا شروع و در میان اقوام مختلف با اشکال مختلف در می اید تا اخیرا هاوکینگ پرفسور کیهان شناس گفته که خدایی وجود ندارد .

و بنده شخصا معتقدم که دین  بزرگترین دشمن بشریت است و خدا یی وجود ندارد و انسانها از یک ریشه هستند و زبانشان و رنگ و شکلشان فقط نسبت به مناطق مختلف تغییر کرده و تنها دانش و عقل انسان است که باعث میشود به بقیه برتری و سروری یابی .

در دنیا هیچ چیز ماندگار و ثابت نیست و هه چیز پیوسته در حال تغییر است .هر چیزی یک روزی به دنیا می اید بزرگ میشود بعد میمیرد و به شکل دیگری درمیاد .عر زمین هم دانشمند میگویند ۵ میلیارد سال دیگر به پایان میرسد . کوبیدن بر طبل قوم گرایی و ملیت گرایی و زبان گرایی و.... جهل مطلق است .من در تهران فارسی صحبت میکنم در ترکیه ترکی در امریکا انگلیسی و بچه من در امریکا به دنیا بیاید شاید نه فارسی بلد باشد نه ترکی . مرزها همیشه درحال تغییر و تحولند و قدرت در دست علم است و جاهل هیزم کش کوره عالمان است .

برای اطلاعات کاملتر مراجعه شود به www.freemannotes.blogfa.com

از جمله چرا ایرانیها مسلمان شدند چرا شیعه شدند و......


کلمات کلیدی:
ترکیه مزخرف خوب
ساعت ۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۱۱  

عجب جایی است این ترکیه ها .

خانه اجاره کردن یه مصیبت عظما است تو این استانبول  به هزارو یک دلیل

١- خانه درست حسابی گیر نمیاد .یک خانه هایی ادم میره میبینه که هزار بار رحمت به ان ولایت پدر بزرگش تو ایران می فرسته . اصلا یه چیزای عجیب غریب . چند مورد از خانه هایی که دیدم -- خانه ای از چوب که راه پله اش ادم باید یه وری می رفت تا رد میشد ازش و پله های چوبی خرچ خرچ صدا میداد داخل اطاق وقتی راه میرفتی همچین صدا میداد که انگار الانه که بیافتی پایین از طبقه سوم .

خانه ای دیدم که حمامش به زور میشد نشست زیر دوش .میگم چه جوری باید حموم کنیم انوخ ؟ میگه نشسته . میگم نشسته هم ادم جا نمیشه اون زیر . عجبا .تازه تو حالش هم البته اگه بشه بهش گفت حال باید دولا میشدی تا میرسیدی به تنها اطاقش -کرایه ها از ٣٠٠ لیر ١ اتاق در حد طویله شروع میشه هر لیر نزدیک ٧٠٠ تومن باید باشه . حمام که زمستون اصلا نمیشه کرد چون اب گرمکن برقی کوچک اصلا کشش نداره و گرم نمیشه اب تازه اب هم قطره قطره است . کرایه یک خانه قابل سکونت یک خوابه معمولا ۴۵٠ -۵٠٠ لیر حداقل می باشد.

٢- اگر خانه ای گیرت امد باید یک ضامن ترک داشته باشی تا بتوانی خانه را اجاره کنی.

١ ماه پول پیش و یک ماه کرایه و اگر از بنگاه باشه یک ماه کرایه هم سهم بنگاه .

هزینه انرزی بسیار بالاست .اکثر خانه ها گاز ندارند. مثل خیلی از کشورها اب شیر قابل نوشیدن نیست .فکر کنم فقط در ایران اب شیر را می نوشند .

کلا به لعنتش نمی ارزه  تنها نیم بند ازادی داره که اونش فعلا خوبه .ولی چه می توان کرد که ایران را کلا باید از لیست کشورهای قابل زندگی حذف کرد .

اینم کامنت یه بازدید کننده محترم تو پست قبلی ما .

ملا----------۱:۱۸ ‎ق.ظ - چهارشنبه، ۱٠ شهریور ۱۳۸٩

آقای بی وطن
خدا ترا برای ملاها نگهدارد تو با این دری وری هایت! چه ابی به آسیاب آنها که نمیریزی در واقع می خواهم به شما تبریک هم بگویم چون بهترین دشمنی با مردم بد دفاع کردن از آنهاست که تو خوب داری میکنی پس بکن بکن که داری خوب میکنی(همان کاری که ملا ها دارند میکنند!)

جناب دوست حضرت ملا من یک انسانی هستم بی وطن که در این فضای مجازی حرفهایم رو می نویسم و لزوم ندارد کسی انها را جدی بگیرد یا بخواهد قبول کند یا بخواهد بخواند

من از مردم ایران کجا دفاع کردم ؟ من هیچ از وکالت سررشته ندارم و اگر هم وکیل پایه یک دادگستری بودم هرگز حاضر نمیشدم در محیط ایران از کسی به نفع دیگری /حالا از ملا به نفع ملت یا از ملت به نفع ملا/ دفاع کنم . به یک چیز اعتقاد دارم هر ملتی همان طور زندگی میکند که لیاقتش را دارد . ممکن است در یک کشوری به یک کسی ظلمی بشود و وکیلی بخواهد از ان شخص دفاع کند که البته خوب است ولی اینکه بیایی از همه ملت یک کشور دفاع کنی یعنی اینکه اون کشور ملتش یه مشکل اساسی داره که به این روز گرفتار شده و درمانش هم فقط خود ان ملت است نه وکیل وصی .


کلمات کلیدی:
بدبختی های زندگی در ترکیه
ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٥  

مال رمضان هم دردسری شده واسمون تو این کشور لاییک ها .

ساعت 3 صبح یک نفر با طبل بزرگ تو کوچه خیابون راه می افته طبل رو میکوبه تا مردم رو برای سحری بیدار کنه .2-3 بار هم میره میاد .همچین می کوبه که زلزله میشه .اخه یکی نیست بگه ......مگه مردم ساعت ندارن اخههههههههههههه؟ چرا می کوبی اغا نکوببببببب  . بعد از این رستاخیز عظیم نوبت اذان صبح میشه . استانبول پر از مسجده تو همه مسجدها صدای اذان می زارن با صداهای نخراشیده و گوش خراش هر کدام هم با چند ثانیه تاخیر نسبت به هم پخش میشه. یعنی یک حالی از ادم گرفته میشه که حد و حساب نداره .

اخه مرد حسابی لااقل یک صدای خوب بزارید تو یه مسجد یا لااقل با هم پخش کنید اذان رو .

اینجا چون سنی مذهب هستند 5 بار اذان در روز گفته میشه .یعنی هر بار اذان پخش میشه باید چند رکعت نماز وحشت هم بخونی .ما که نماز بلد نیستیم ولی واقعا یاد گرفتن نماز وحشت در استانبول جزو واجبات هست .

مخصوصا بعد از این همه مدت یاد نان لواش و سنگک و بربری و.... تو ایران افتادم .اینجا این نونها نیست .نونی دادرن به اسم اکمک که مثل توپ فوتبال امریکایی می مونه .یعنی بعد از 1 ساعت اگر نون رو به داخل جمعیت پرت کنی باور کن چند نفر رو می کشه از بس که سفته لامصب .

در ضمن من تو این 3 سال هیچوقت از غذا سیر نشدم تو ترکیه . چون مجردی زندگی می کنم و حال و حوصله اشپزی هم ندارم اکثرا بیرون غذا می خورم .غذا خیلی گرون هست وقتی غذا رو می زارن جلو ادم ادم یادش نمی اد غذایی هم اومده سر میز یا فقط قاشق رو دادن دست ات که لیس بزنی . یک ذره برنج نیم دانه شفته می زارن وسط یه بشقاب رنگ و رو رفته  خورشت هم بخوای طرف می شماره 4 تا لوبیای بی مزه می زاره بغل برنج به خیال خودش داره سرویس میده .خلاصه ارزو به دل موندیم یه شکم سیر بخوریم اونم غذای خوب .  یعنی میشه؟

این هم یه سایت جهت اطلاعات توریستی ترکیه  http://www.blogfa.com/Desktop/Default.aspx?t=142832885&d=307086

 www.m-atour.blogfa.com


کلمات کلیدی:
ترک خر
ساعت ٦:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٦  

من خودم اذری هستم و اینکه میگویند اذری با ترک تفاوت دارد تا چه حد درست است یا نه این یک بحث کارشناسی است که جایش این پست نیست . و اما......

ایران که بوذیم اون خیلی قدیمها که از ولایتی در اذربایجان به شهر می امدیم بچه شهری ها به امثال من می گفتند دهاتی و ما را مسخره میکردند. تا زد و پیشرفت کردیم و امدیم تهران ولی بدبختی تمام نشد چون بچه های تهران به من و امثال من می گفتند ترک خر و مسخره مان می کردند .  و اما......

تا اینکه زد و ما از مملکت به در امدیم و آواره کره خاکی شدیم  ولی باز بدبختی تمام نشد چون هر جا می رفتیم با انگشت نشونمان می دادند و میگفتند ایرانی .مسلمان .تروریست .و اما............

تا اینکه دور چرخید و چرخید  و ما تجربه دار شدیم و دیدیم این تمسخرها همچین بی دلیل هم نبودند اغاجان .یعنی به قولی تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها و حق با طرف بوده هر چند مسخره کردن یک نفر بد است ولی حق با طرف بوده . یعنی چطور؟

یعنی اینکه وقتی ولایت بودیم واقعا خیلی زیر خط ای کیو بودیم و چیزی حالیمان نبود در مقایسه با ان شهری محترم  و وقتی در تهران بودیم ............. /اینجاش میگم حق با بچه تهرانیها بود یا نه / و اما وقتی خارج از ایران بودیم باز واقعا و صد البته حق با طرف بود که من و امثال من را با انگشت نشان بدهند و بگویند ایرانی . مسلمان .تروریست . /این سه مورد ٣ اتهام جداگانه است /

١- ایرانی - واقعا ایرانی جماعت ادم مشکل داری است .چرا؟

وقتی به خارج از کشور میرود اولین کارش اینه که دنبال ناموس مردم بره تا در اولین فرصت ترتیب طرف رو بده و به خودش افتخار کنه .شاید از١٠٠هزار نفر ١ نفر اینطوری نباشه .

مواد مخدر که همیشه همراه دارند به حمدالله . در مالزی صدوچند ایرانی را که با مواد مخدر عمده سر و کار داشتند را امسال دستگیر کرده اند .در دبی موقع رفتن تو فرودگاه لخت مادرزاد می کنند ایرانیها را تا لای باسن و زیر تخمهایش را نگاه  کنند /برو بمیر ایرانی /

هر جای دنیا باشند دزدی و کارهای احمقانه شان به راه است انقدر بدیم که جایی می خواهیم بریم بهمون میگن مواظب ایرانی جماعت باش . بدبختی و جهالت رو ببین . همه مردم کشورهای گوناگون شدیدا هوای هموطنان خودشان را تو غربت دارند ولی ایرانی باید مراقب باشی به گیرش نیفتی که بیچارت می کنه .

٢- مسلمان بودن - هیچ کشوری را نمی بینید که دین اش اسلام باشد و تا خرخره تو فساد و جهل و خرافه و دیکتاتوری و عقب افتادگی و ....... غرق نباشد .

٣-تروریست .کلا اسلام به دلیل تاکیدی که بر امر مقدس جهاد و کشتن دارد شدیدا تروریست پرور است .حالا این ترورچی می خواهد بن لادن عربستانی باشد طالبان افغان و پاکستان باشد  تروریست دولتی / ترور فله ای مخالفین حتی در خارج از کشور /جمهوری اسلامی ایران باشد یا...........

و اما میریم سر قضیه ترک خر .

تا وقتی که ترکیه نیامده بودم از شنیدن این حرف واقعا ناراحت میشدم  می گفتم بابا دیگه هر چی حقمون باشه این خریت دیگه حق ترکها نیست .اما وقتی به ترکیه /استانبول / امدم دیدم ای وای -واویلا  -خدا پناه - ترک خر ترک خر که میگن اینجاست  و کاملا هم حق با مشتری است .

اگه کسی می خواد معنی واقعی این کلمه رو بدونه حتما بیاد استانبول مثل من ٣ سالی زندگی کنه ./ من تنها در رابطه با ترکهای استانبول قضاوت کردم  با ترکمنستانیها و.... برخورد نداشتم پس نمی توانم قضاوت کنم /

ملتی که نه فرهنگ نه تمدن نه عقل و شعور نه ................. یعنی صفره صفر-اکبند -

البته این حرف سابقه تاریخی نیز دارد . مثل حمله مغولان/ترک نزاد/ به ایران -حمله تیمورلنگ /ترک/ به ایران . دسته گل به اب دادن محمد خوارزمشاه تحت نفوذ مادرش /مادر ترک/ و سبب سازی حمله مغولان به ایران . /اینها که گفتم ترکهای خارج از ایران یا همان تورانیان هستند . محل سکونت اصلی شمال چین مغولستان و ترکمنستان .

و شاید حکومت قاجار و صفوی آذری / از دست رفتن قسمتهای بزرگی از ایران  / 

نمیگم ایرانیها با فرهنگ هستند .نه . از ایران چیزی نمونده دیگه. ولی به ما ایرانیها همه چیز میشه گفت غیر از ادم حسابی و خر .

بگن تروریست بگن دزد بگن احمق  بگن بی فرهنگ بگن معتاد بگن کل المنفی ....... همه چی می چسبه غیر از اون دو تا وصله .


کلمات کلیدی:
وطن کجاست؟
ساعت ۸:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۸  

وطن انسان کجاست ؟ ایا انسان باید وطن یا زادگاه خود را دوست داشته باشد ؟ چرا؟

اگر از من بپرسند کجایی هستی می گویم ایرانی .

منظور از ایران کجاست؟ منظور ان سرزمینی است که توسط خطوطی از کشورهای دیگر جدا شده  ؟

این خطوط  مرزی طی قرون متمادی تغییرات زیادی داشته و خواهد داشت مثلا اگر من ٣۵٠٠ سال پیش در مصر یا سوریه و لبنان و اکراین و شمال غرب هند و... متولد میشدم یا ١٠٠ سال پیش در جمهوری اذربایجان یا افغانستان یا بحرین  متولد میشدم ایرانی بودم ولی الان نه .شاید روزی اگر کودکی در اذربایجان غربی یا شرقی یا کردستان متولد شده باشد دیگر او را ایرانی ننماند . پس به این خطوط فرضی و مرزی نمیشود زیاد اعتماد کرد .

و  صرف تولد در یک جایی از این کره خاکی باعث عشق نمی شود .مثلا من در یک ده متولد شده ام ولی هرگز حاضر نیستم برای زندگی به همان ده برگردم .

خاک و کوه و درخت و اب همه جای کره زمین هست کم و بیش .ان چیزی که نقاط مختلف جامعه بشری را از همدیگر متمایز می کند مردم ان مناطق هستند  نه جغرافیای ان .مثلا دبی کویر سوزانی بیش نیست ولی چه بسیار هم وطنانی که از بهشت شیراز به ان کویر سوزان پناه برده اند  پس وطن من نه انجایی است که  موقع تولدم دورش خط کشیده اند و اسم نهاده اند وطن من انجایی است که در ان زندگی می کنم و دوست اش دارم . یک کشور را مردمان ان کشور می سازند نه کوه و درخت و بلبل و سنبل .

هیچ اسراری نیست با تنفری که از ملت ایران داریم  و هر کدام از ما اگر بخواهیم به جایی از دنیا سفر کنیم اولین توصیه عقلایش این باشد که مواظب ایرانی جماعت باش و به انها نزدیک نشو  نیازی نیست بگوییم ایران را دوست داریم  . نه  . نه تنها ایران را دوست ندارم که از ان متنفرم  مگر روزی که تغییر کند و دوست داشتنی شود.

 


کلمات کلیدی:
من و ترکیه
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٦  

اوایل سال ٢٠٠٨ به ترکیه امدم . یک روز سرد زمستان که برف می بارید و من از دبی با کت و شلوار به استانبول امدم . لباس گرم بر نداشته بودم  در یک هتل s کلاس اتاقی گرفتم تا بعدا خانه ای پیدا کنم . از ایران بیرون امدم چون از مهر ورزی دولت مهرورز و ملت همیشه در صحنه واقعا خسته شده بودم . من ادم احساساتی هستم  نمی توانستم فضای ایران را تحمل کنم  دولت که تکلیفش معلوم بود ولی بدتر از دولت خود ملت بودند که اگر ملت درست بودند مسلما دولت درستی هم می داشتند .کشور نفرت انگیزی است ایران  با تمام وجود ازش متنفرم .همه سعی می کنند سر همدیگر کلاه بدوزند .هیچ چیز سر جای خودش نیست . بی فرهنگی و خرافه پرستی تا مغز استخوان ملت ریشه دوانده .کشوری که اگر با خواهر و مادرت بیرون بیایی همه فکر می کنند طرف را بلند کرد ه ای و جلو چشمت به خواهر و مادرت متلک می گویند و از سر کوچه تا خانه جای انگشتهای بی شماری را می تونی در بدن ناموسی که با تو بیرون امده ببینی .این تنها یک موضوع کم اهمیت هست .آزادی صفر آرامش صفر و........ فوق العاده وحشت ناک است  این فضا .

چند ماهی دل و دماغ کار کردن نداشتم  بعد در یک شرکت توریستی مشغول شدم از انجا که همیشه  سعی کرده ام اغای خودم باشم و نوکر خودم  بعد از ٣-۴ ماه امدم بیرون و لپ تاپم را گذاشتم روی زانوهایم شروع کردم به جستجوی  ای دی های شرکتهای توریستی در ایران . بلاخره چند ای دی یاهو مسنجر پیدا کردم و در لیست یاهو مسنجر خودم ادد شون کردم . چند روز فقط به این ای دی ها نگاه میکردم چون نمی دانستم از کجا و چگونه شروع کنم تا بلاخره کم کم شروع کردم به برقراری ارتباط و معرفی خودم .

بعد از چند روز از برقراری ارتباط لیست قیمت هتلها را بهشان دادم . تا بلاخره چند ازانس غیر مهم و کوچک حاضر به همکاری با من شدند . ابتدا به ساکن هتلها را از ازانسهای دیگر می گرفتم  تمام سعی ام را میکردم تا کارم را به نحو احسن و به درستی انجام بدهم   هیچ وقت نتونستم تو زندگیم پول را در جایگاه اول قرار بدم و همین  موضوع وقتی طرف دیگرت ایرانی هست باعث کله پا شدن ادم میشود همیشه سعی کردم مسئولیتی را که به گردن می گیرم به درستی انجام بدهم فارغ از اینکه این کار برایم نفع مادی دارد یا ضرر .

هنوز هم یعد از ٢ سال با اولین مشتریهای خودم ارتباط دارم و هنوز با من کار می کنند  هر چند که دیگر فعالیت نمی کنم ولی این دوستان همچنان وقتی هتل می خواهند به من زنگ می زنند. اما بعد از مدت کوتاهی چون نهایت سعی و تلاشم را  در ارایه کار خوب انجام میدادم مشترهایم زیاد شدند انقدر زیاد که جزو ٣ شرکت اول در زمینه توریست در بازار ایران  در ترکیه بودم  کاری که شرکتهای بزرگ نمی توانستند با چند ده کارمند انجام بدهند من تنها و فقط با یک لپ تاپ انجام میدادم  از انجایی که در کار جدی هستم معمولا 14-15 ساعت در روز کار میکردم  . ولی مشکل زیاد بود و مهمترین اش این بود که چون نمی خواستم به طور دایمی بساط خودم را در ترکیه پهن کنم بنابراین دفتر و دستک به راه نینداختم و شرکت ثبت نکردم  و بدون دفتر و دستک هم نمی شد از پس ان همه مشتری بر امد  بنابراین از این نظر مشکل اساسی داشتیم . لیدر تاپ ام پسری به نام مهدی بچه زنجان بود  پسر بدی نبود اما در شرایط سخت درمانده میشد و نمی توانست کا ر را انطور که باید و شاید اداره کند . سر و کله زدن با ایرانی جماعت کار هر کسی نیست . طرف  فکر می کنه چند غاز تومن پول داده امده در ارزانترین هتل موجود در ترکیه  به گمانش باید رییس جمهور ترکیه باید بیاید پیشوازش و هر چه از ذهنش گذشت و ارزو کرد تو هم مثل غول چراغ جادو باید براش مهیا کنی . مردها مخصوصا انها که مجردی میامدند که دنبال چیز به خصوصی بودند اکثرا  .چه کارهایی هم انجام میدادند اکثر مسافرها از دزدیدن تخم مرغ اب پز و قاشق و چنگال و کارد و حوله هتل بگیر برو بالا غافل از اینکه اکثر جاها دوربین نصب هست و باعث ابروریزی یک کشوری میشود .کلا  اگر درست کار کنی تو این کار بازار ایران ادم بیچاره کن هست باید مثل ایرانی کار کنی . طرف یک تور اگر بخرد کاری می کند که به غلط کردن بیفتی و اخرش هم با لعنت کردن خودت و جد و ابادت ترکت می کند  و تکیه کلامشون هم اینه : من پدرتون رو در میارم درتون رو تخته می کنم شکایت می کنم  همتون دزدید .

حالا که به اون روزها فکر می کنم حالت تهوع می گیرم.

چون ادمی نبودم که پدر و مادرم فقط پول باشددر گرفتن پول از ازانسهای ایرانی  زیاد پافشاری نمی کردم  دوست نداشتم هی پول پول کنم از این کلمه متنفرم  و همین باعث کله پا شدنم شد . شرکتهای توریستی اینجا   غالبا تا پول ندهید اتاق رزرو نمی کنند اگر هم بکنند تا پول نگیرند مسافر رو از هتل ترخیص نمی کنند  چون می دانند نگرفتی دیگر رفت .

ولی من می گذاشتم به عهده مشتری و می رفت که می رفت .

 

طرف مسافر رو می فرستاد مسافرش که میرفت و بدهی اش که زیاد میشد یهو دیگه مسافر نمی داد و پول هم سوخت می شدو برای اینکه وجدان خودش را راحت کند ۴ تا تهمت هم پشت سرت می بست تا ندادن پول را موجه جلوه دهد و حق را دو دستی به خودش تقدیم کرده باشد و با خوردن پول تو به خودش جایزه داده باشد  .

اکثر ازانسهای ایرانی که با من کار میکردند فکر میکردند ما شرکت خیلی بزرگی هستیم با کلی تشکیلات . ولی خدایی شرکتهایی بزرگ ترکیه تو کار ما مونده بودند.

به هر حال در تمام این مدت تمام سعی ام را کردم که صادقانه و درست کار کنم  حتی وقتی طرف پولم رو نداد تا اخرین لحظه مسافرش را رها نکردم. تا عید نوروز ١٣٨٩ هم خوب  اداره کردیم  ولی عید کمر مان را شکستند و همان شد که ما دیگر به غلط کردن افتادیم و دیگر هرگز دلمان گرم نشد به کار . طوری ضربه زدند که روحمان پریشان شد و  کلی هم پولمان موند پیش مردم و ندادند  .  

بعد از عید چند شرکت بزرگ پیشنهاد همکاری دادند اما رد کردم و مشتری های قبلی هم که چند موردش عید خودشان پریدند و بقیه رو هم خودمون یک جورهایی ازشون معذرت خواستیم و کلا عطای این کار را به لقایش بخشیدیم .

جریان نوروز ٨٩ رو تو یک پست جدا می نویسیم.

ما ملت عجیبی هستیم  اگر کسی درست کار کند کاری می کنیم یا استخوانهایش  زیر پایمان خرد شود یا اجبارا به راه نادرست برود و مثل خودمان شود.

ما نخواستیم راه نادرست برویم و ترجیح دادیم موسیقی خرد شدن استخوانهایمان را بشنویم و گرنه کلاه گذاشتن سر این ملت نادان که گمان می کنند زرنگند ساده ترین کار ممکن است .

ولی هیچ وقت برای پول شرافتم را نفروختم همان طور که پدر کارگرم تا سن ۶٠ سالگی زیر افتاب سوزان و سرمای سخت کارگری کرد ولی حاضر نشد پول حرام بر سر سفره زن و فرزندانش بگذارد .

اگرم می خواستم خیلی راحت می تونستم در عرض یک سال بار و بندیلم را ببندم و در گوشه ای از دنیا زندگیم را بکنم اما هرگز نتوانستم این پستی را مرتکب شوم  و ماندم در این خراباد و هموطنان عزیزم پیش خود فکر می کنند زرنگی کردند  در حالی که زندگی مثل کوهی است که انعکاس صدای زندگیت چند لحظه بعد به خودت میرسد و به همین مناسبت کشور می شود همانی که الان هست تو تمام منفی جات عالم بی برو و برگرد و بی رقیب اول هستیم  پاسپورت ات رو به هر کی نشون میدی می کوبه تو صورت ات   و به قولی خلایق انچه لایق .

جان اف کندی گفته بود هر ملتی لیاقت سردمداران خود را دارد و من به این حرف شدیدا اعتقاد دارم . 


کلمات کلیدی:
آزادی
ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱  

راستی معنی ازادی چیست؟
ترکها معمولا در طرز لباس پوشیدن خیلی مقید هستند و همیشه لباسهای نرمال و معمولی در بیرون به تن دارند مثل همه جای دنیا مخصوصا مردها و شاید قریب به اتفاق جهانگردانی هم که به ترکیه می ایند همین پوشش عادی را دارند امادر این بین بسیار دیده میشوند پسرانی که با شورت و عرق گیر در حالی که پشمها ی بدنشان حالت تهوع به ادم میدهد و نمای زشت بدنشان /یا شکم گنده یا استخوانهای بیرون زده/ ادم را از زندگی بیزار می کند در خیابانهای استانبول جولان میدهند و علاوه بر طرز پوشش شان رفتار های زننده .هرزه و تهوع اوری هم دارند البته بعضی دختران و زنان هم هستند که همین جوری تو ذوق ادم می زنند .حالا اگر گفتید این عده از کدام کشور هستند ؟ بدبخت ملتی که آزادی را لخت گردیدن در خیابانهای کشوری مثل ترکیه می داند و بد بخت کشوری که نماینده و توریست اش همچین ادمهایی باشند .


کلمات کلیدی:
/ایران سرزمین عجایب
ساعت ٢:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱  

ایران سرزمین عجیبی است .
یک عده ی زیادی از خانم ها غلیظ ترین ارایش ها را می کنند یکی از پرمصرفترین کشورهای لوازم ارایش هستیم در عمل کردن دماغ اولین و هزار و یک کار دیگر برای خوشگل شدن اما در جهت مخالف یک عده دختر سیبلیو با پوشش ان چنانی جلو این
دختران این چنینی را میگرند و هر آنچه می خواهند با انها میکنند .و بانوی اول کشور زن احمدی نزاد است
این ور بازار هم به همان شکل پسرانی که باشگاه بدنسازی میروند انواع به خود رسیدنها و حتی گاها ارایش در حد زنان اما در جهت مخالف یک عده بسیجی با قیافه های انچنانی/ با قیافه اصیل و دست نخورده و بکر  چه جسمی چه مغزی مثل جد بزرگوارمان اورانگوتان محترم/  و رییس جمهوری مثل احمدی نزاد ................................... این تنها ظاهر یک مورد است همه امور کشور به همین منوال است از ظاهر تا باطنش.
کشور تنفرات و عقده ها
یاد آخرین شعر مرحوم سعیدی سیرجانی می افتم ........ باورت هست زیر این بر شده ی دود وش زنگاری سرزمینی است عجیب همه چیزش وارون

به نظر من اگر مردم ایران به جای این تقابلهای بیهوده با همدیگر به یک نقطه مشترک برسند و همگی مطالعه کنند و به نقطه دانایی برسند نه تنها برای خودشان بلکه برای کل دنیا بهتر خواه
د بود.


کلمات کلیدی:
 
 
 
 
http://i37.tinypic.com/2rm47dh.jpg